میلاد فراموشی
و امروز روز میلاد فراموشی بود
و من در سایه و روشن خاطرات گذشته ها را می دیم
دیدم نخستین آمیزش بهار و پاییز را با هم
و اندیشناک اندیشیدم: آن لحظه ها را چه شد
سخن درد
سخنان من
نه ازدرد ایشان بود
خود ازدردی بود که ایشانند
(احمدشاملو)
نفس هایی بس سنگین
اندیشه های آهنین
وسنگواره وار
آتش روشنی درون قلب من زبانه میکشد
دوست دارم بسوزانم اکنون
آن اندیشه های مکتوب سخت را
آن تفاوت ها را
دوست دارم بسوزانم
خاکستر کنم آن دیوار میان قلب من وقلب اورا
از پیغام سپردن به نسیم خسته ام
ازآن چه که باید ونباید
ازدیوار
ازپیغام
ازتفاوت
ازحادثه
از اندیشه های آهنین
ازخستگی ها
خسته ام
من اکنون پرزدردم
دردهایی که همه از ایشان اند
از اندیشه های آهنین سخت جاری در این باتلاق(زندگی نام)
من اکنون پر زدردم
اما کو مرهمی ؟!کجاست
آن سوی دیوار؟
دیوار را هم ابتدا وانتهایی نیست از برای ما (من ومن)
همان گونه که دردمن
و این اندیشه های آهنین
این تفاوت
این خستگیها را
ابتدا وانتهایی نیست
همان گونه که عاشقیت را
افسوس که عشقی هم به کار نیست
که اگر می بود ابتدایش ابتدای همه چیزوهیچ چیز
و انتهایش انتهای هیچ چیز وهمه چیز می بود
وهمه چیز در آن گم می نمود
*******
اکنون
عشق میان این نفسهای سنگین
درمیان اندیشه های آهنین
و تفاوت ها
تنها واژه ای گم گشته و فراموش گشته مینماید
به بهانه پخش 4 سريال ماه مبارک رمضان؛

|
طبق سنت و انتظار هر ساله، ماه رمضان امسال نيز، در پخش سريال هاي روتين، مسابقه اي پنهان براي جذب مخاطب آغاز شد. |
|
با پشت سر گذاشتن نيمي از ماه مبارک، مي توان به جمع بندي هايي اجمالي در مورد اين سريال ها رسيد. طي نظر سنجي هايي که از سوي خبرگزاري پانا صورت گرفته ، بيشتر پاسخ دهندگان تنها سريال اغما را به نسبت خوب معرفي کرده و بقيه سريال ها را ضعيف خواندند. از بين مصاحبه شوندگان، 68 %سريال شکرانه را نگاه نمي کردند. از نظر 87 % داستان سريال ميوه ممنوعه بسيار کهنه و تکراري و از ديد 73 % طنز يک وجب خاک، در پايين ترين سطح مورد انتظار از يک سريال طنز قرار داشت. اين در حالي است که سريال هاي طنز سال هاي قبل مانند: زير زمين، خانه به دوش، افزونه خواه کوچک و... پر مخاطب ترين سريال هاي ماه رمضان آن سال ها بوده و سريال او يک فرشته بود ، در مقايسه با نمونه مشابه امسال « اغما » ، آنچنان پر طرفدار بود که امسال براي سومين سال متوالي از شبکه هاي تلوزيوني پخش مي شود. در مورد موسيقي تيتراژ اين سريال ها نيز همين روند برقرار است . در شرايطي که انتظار مي رود موسيقي اين فيلم ها به نوعي شناسنامه آنها محسوب شود (مثل موسيقي او يک فرشته بود ، پشت کنکوري ها ، خانه به دوش و...) ، اما حتي موسيقي اين سريال ها نيز چندان قابل توجه نيستند . مراحل توليد و پيش توليد اي سريال ها _ با آنکه هر سال توليد کنندگان و سفارش دهندگان مي دانند که ماه رمضان نزديک است _ بسيار دير شروع مي شود. شتابزدگي در روايت و ساخت، اين آثار را به مجموعه هايي سطحي و يک بار مصرف تبديل مي کند. در شرايطي که بسياري کارگردانان با آثاري به نسبت با کيفيت مطلوب تر در عرصه برنامه سازي ظاهر مي شوند ، همان کار گردانان در مورد سريال هاي روتين سفارشي با کم کاري و شتاب زدگي مورد انتظار از يک اثر کاملا سفارشي ، تنها نام و توانايي خود را زير سئوال مي برند. ماه رمضان از نيمه گذشته و هنوز مي توان به پايان بندي هاي خوب و غير قابل پيش بيني اميد داشت. اما حتي در صورت وجود اينگونه پايان بندي ها، اين سئوال پيش مي آيد که به چه علت قسمت هاي مختلف اين سريال ها، اعم از مقدمه و ميانه و نتيجه گيري، از همامنگي لازم برخوردار نيستند ؟ اميد به پايان هاي در خور توجه ، هنوز به نا اميدي تبديل نشده و باشد که اينگونه نگردد.
نویسنده :شیما گودرزی |
و صدایش هنوز
در طنین رویا های من جاری است
آه که چه تنهایی خسته ای دارم
و چه زبان بسته ای
آه گه چه اندیشه سردی
در رگ های ذهن من جاری است
وچه صدای خفه ای
از دورترین فریادهای دلم شنیده میشود
آه که چه تابناک است و درخشان
چشمانت در سیاهی جاده های خاطراتم


