این ماجرا واقعی است
كودكي هنگام عبور از خيابان مي افتد و به زمين مي خورد.
دانشمندان اين گونه مي انديشند:
كارل ماركس :اين كودك به دليل نداشتن پول و فقر مالي و اين كه در طبقه ي پائين جامعه قرار داشت ،افتاد.
زنون :كودك اختياري از خود نداشت.جبر و تقدير باعث افتادن اين كودك شد.
سقراط :افتادن اين كودك ناشي از ناداني اوست و اين كه او به سمت دانش اندوزي نرفته است.
نيوتن :افتادن كودك تنها دليلش جاذبه ي زمين است.همان طور كه سيب روي سر بنده افتاد.
فردريك نيچه :كودك چون قدرت نداشت وتوان مندي اعمال زور ،افتاد.
افلاطون :جامعه نتوانسته است كودك را طوري تربيت كند كه در وسط خيابان نيفتد.
ابن خلدون :محيط طبيعي باعث شد تا اين كودك به زمين افتاد.
سيد جمال الدين اسد آبادي :كودك به تقدير گرايي و سر نوشت گرايي اعتقاد داشت و به سمت فراگيري علوم جديد نرفته بود.پس افتاد.
ماكس وبر :با دليل اين كه كودك برخورد عقلاني نداشت با پديده ي عبور از خيابان و با عقلانيت عمل نكرده بود ،افتاد.
دوركيم :كودك در اصل قصد خودكشي داشت.اما اين قصد تبديل شد به يك خودكشي ناكام.
گافمن :كودك چون بين حقيقت خود و واقعيت جامعه نتوانسته بود ارتباط برقرار كند و دچار فاصله ي نقش شده بود ،افتاد.
ماركوزه :رسانه ها مقصر اصلي هستند.رسانه هاي جمعي كودك را طوري تربيت كرده بودند كه كودك مجبور شد در وسط خيابان بيفتد.
داروين :كودك چون نتوانسته بود و قدرت طتبيق خود با محيط را نداشت ،پس به زمين خورد.
گمبلوويچ :در اصل ژن اين كودك زمين خورده است و مشكل از ژن اوست.
فرويد :عامل زمين خوردن كودك را بايد در ضمير خود آگاه او جستجو كرد.او احتمالا در كودكي يا سر خورده شده يا از دست پرستار سور خورده و زمين افتاده و اكنون نتايج آن زمين خوردن است.
گرگياس :اصلا معلوم نيست كودك به زمين خورده باشد.اين برداشت شماست.براي ديگران حقيقت فرق مي كند.شايد كودك به زمين خورده باشد شايد نه.
آقا فری :آقايون يه لحظه ساكت.بذاريد ببينيم طفل معصوم خودش چي مي گه.فكر كنم اون بهتر از همه بدونه چرا افتاد تا شما ها.
طفل معصوم زمين خورده : بند كفشمو خوب نبسته بودم.لفت زيل پام و افتادم.همين.
نظر شما چيه؟
بچهه چرا افتاد؟
کنسرت های متعدد در تهران
نقدی بر ده نکمی
چند روز پیش مسعود ده نمکی مهمان خبرگزاری پانا بود بعد از ویدا اسلامیه این دومین مهمان سرویس فرهنگی در ماه اخیر بود
مسعود ده نمکی مرد همیشه معترض دهه 70 و منتقد و صاحب نظر دهه حاضر ساعت 9 صبح به خبرگزاری ما آمد و به سوالات از پیش تائید شده بچه ها پانا!! پاسخ داد از رفتارهای غیر حرفه ای همکار قشنگمون ! و پاچه خواری های زننده شون بگذریم
شاید من و هم سالان من مطالب تند آقای ده نمکی را در نشریاتشان به یاد نیاوریم و او را فقط با فیلم مستند فقر و فحشا و فیلم سینما یی اخراجی ها بشناسیم، در طول مصاحبه من سعی کردم ساکت باشم چون احتمال اینکه سوالاتی بپرسم که بعدا مشکل ساز نباشد کم بود(ثابت شده است که ده نمکی منتقد پذیر نیست)به ویژه اینکه در خبر گزاری ما سیاست جالبی وجود دارد(ما حق خبر زدن از خاتمی را در خبر گزاری نداریم و همین هفته پیش مصاحبه من با سیمین بهبهانی کلا حذف شد!!)بگذریم.
ده نمکی تقریبا همان جواب هایی را داد که در تمام حرف هایی را تکرار کرد که قبلا هم گفته بود البته چند سوالی که خانوم نظری طرح کرده بود و 1 یا 2 سوال بچه ها باعث شد تا ما حرف های تازه هم از ده نمکی بشنویم اما من کاری به اینکه ده نمکی چه گفت و نگفت ندارم
تنها چیزی که مد نظر دارم که بگویم این است که ده نمکی را که فیلمی را که ادعا میکند را نساخته!
فیلم قرار است عده ای از اوباش راروایت کند که بعد از رفتن به جبهه متحول میشوند اما دهنمکی بیشتر از بازیگران فیلم در حال لمپن بازی فیلم گرفته و اخراجی هی به طور کل بهانه ای است برای اینکه ده نمکی با جوک های sms اش بتواند با ارائه ی شخصیت ناقص از کراکتر های فیلم بیننده را بخنداند
خطوط قرمز هم تا آن جا که چشم میتواند کار کند عقب رفته ده نمکی فهمیده که تا زمانی که با بازیگرانشرا وادار به اجرای لمپنیزم میکند هیچ کسی کاری ندارد که چرا کل گروهان حاضر میشوند پای دار ودسته اشرار بیاستند به کدام دلیل مجید سوزوکی و همراها نش گروهان را تا این حد تحت تئاثیر قرار داده اند ؟؟؟
ده نمکی پاسخی برای ای سوال ندارد و به ظاهر جزم اندیشی را محکوم میکند اما به جایش عوام گرایی را تبلیغ میکندو بدون ناراحتی جوک هایش را تعریف می کند و با زیرکی{!!} از طنز زیر زمینی مردم استفاده میکند اما فضا فیلم تا در تهران میگذزد پذیرفتنی است و حد اقل می توان گفت فیلمی است با تعدادی کمدین اما زمانی که به خط مقدم می رسد سر در گمی ده نمکی مشخص میشود و انسجام فیلم به طرز کاملا مشخص از دست می رود ؛ ده نمکی از یک سو می خواهد مبلغ ارزشهای دفاع مقدس باشد و از سوی دیگرفکر میکند با خندادن تماشاگر کار شاقی انجام داده است اماپیشبرد درام وداستان این تحول و رفاقت را سخت می کند پسده نمکی تصمیم می گیرد هم از توبره بخورد هم از آخور پس موقعیت کمیک فیلم را فراموش می کند و با همان موج شوخی های تکراری یار را اادامه می دهد و حتی این شوخی ها گاهی تبدیل به لودگی می شود ،از اینجا به بعد ده نمکی خودش و فیلم را دچار تناقض میکند که درست کردن این موقیعیت تقریبا برای یک فیلم ساز حرفه ای و با تجربه اش تقریبا غیر ممکن است چه برسد به ده نمکی!؛ده نمکی میداند که بیننده هر لحظه در انتظار شوخی از طرف دار و دسته مجید سوزوکی است برای همین داستان تحول آن ها راتا جایی که می تواند عقب می اندازد و به بازی گرفتن از بازی گران در حال لودگی ادامه می دهد فراموش نکنید دار و دسته مجید سوزوکی متحول میشوند واین اصرار ده نمکی است که داستان این تحول را بعد سابقه ای از او در مطبوعات در دهه 70 داریم به وسیله سینما روایت کند اما به نظر میرسد ده نمکی دل بسته رذالت آن ها است . پس چه اتفاقی میافتد؟ساده انگاری؟ تناقض؟و شاید هم یک دروغ؟

