در رهامنتظرم
http://www.hedayatrad.blogfa.com
گوش نا محرم نباشد جای پیغام سروش
بسیار سخت می توانم شروع به نوشتن کنم و از همین الان که شروع به نوشتن کرده ام می توانم بی سر و ته بودن و به درد نخوری این مطلب را با یک فقره چک تضمینی با هر مبلقی(عمدا غلط نوشتم) که شما بخواهید و یا حتی با گرو گذاشتن اندکی از موهای صورتم (ریش) تضمین کنم .
البته کسی با هیچ نوع سلاحی اعم از سرد ، گرم و یا حتی ملایم مرا وادار به نوشتن نکرده و نمی کند و این تنها کرم و اعتیاد است که آدم را به اینجا میرساند دقیقا همین جایی که الان مرا رسانده من به شخصه به هیچ کس حتی به دشمنان خونی خودم هم این نقطه را برای ایستادن توصیه نمیکنم اینجا مشکلات بسیاری دارد:
مردم وقتی کسی اینجا میاستد به او از آن دید نگاه می کنند (دقیقا همان دیدی که شما نمی دانید کدام دید!)
همچنین اینجا شما فقط حق ایستادن دارید البته نه اینکه در اینجا با کمبود امکانات رورو شده باشیم ، خیر بلکه روی صندلی های لهستانی موجود اینجا تیغ دارد و اگر کسی که کارش به اینجا رسیده روی آن بنشیند زود اوف می شود و مامانش را می خواهد(این مورد آخر در مورد همه صدق نمی کند)
ونکته دیگر اینکه اینجا جا تنگ است و با وجود کس دیگر احتمالا شدیدا با کمبود اکسیژن روبه رو می شویم!
البته موارد دیگری هم هست که من ترجیح می دهم به آن ها نپردازم و اگر خیلی ناراحت هستید می توانید خودتان را راحت کنید(البته نه با راه انداختن بو های مشکوک!)
ولی حالا که انقدر می توانم احساس کنم شما طالب موارد بیشتری هستید این را هم می گویم که اینجا بر روی هیچ نقشه ثبت نشده است و شخص خودم هزارو سیصدو پنچاه و هفت دفعه به نیت خاسی(عمدا غلط نوشتم) وجب به وجب مربع های موجود بر روی کره زمینی که تا همین دیروز با آن به خوبی علی اکبر استاد اسدی فوتبال بازی می کردم را گشتم اما دریغ از حتی یک نشانه از اینجایی که ایستاده ام و این قضیه به قدری مهم هست که بنده بشینم و از روئسای بزرگ موسسات جغرافیایی در این زمان تاریخی از حیاط خونمون(ببخشید) در این لحظات تاریخی از حیات پر صمره خودم(بابا جان عمدا غلط نوشتم) گلایه مند شوم که هی آقایان چرا به جای آنکه به فکر اینجای بی صاحاب باشید که روی نقشه ها از قلم افتاده هی دارید سر خلیج ترک، فارس ،لر،عربی ،انگلیسی،روسیه و کم کم گرجستان و لابد از فردا مریخ و سایر کرات آسمانی در سر و کله هم می کوبید آقایان فکری به حال اینجایی که کارمان به ایستادن در آن کشیده نمی کنید.حتی همین الان به ذهنم رسید نامه به مسئولین المپیک بنویسم :حالا که برگزاری مسابقات پار المپیک مهمتر از خود المپبک است (به طور قطع !) چرا در این مکان مسابقات را برگزار نمیکنند .
به هر ترتیب می بینید دوستان و دشمنان که کار من به کجا کشیده و دقیقا در کجا ایستاده ام اما از شما تقضا دارم کماکان اصلا به روی خودتان نیاورید چرایش را بی خیال شوید و کارتان به این کارها نباشد بروید دنبال زندگیتان و کماکان به روی خودتان نیاورید.

بعد از این شعر
خواب به چشمانم نخواهد آمد
می دانم!
بعد از این شعر
باز هم بیشتر دوستت می دارم
و تو از من دورتر می شوی
می دانم!
بعد از این شعر
شاید من تا ابد شعر نگویم
بعید است
می دانم!
شاید حتی بعد از این
شعر دیگر کبوتران قدرت
پرواز نداشته باشند
پس بگذار تا این شعر جاریست
حرف هایمان را بزنیم
خسته ای
می دانم!
فقط تا آخر این شعر
تا آخر این شعر
خستگی ات را کنار بگذار
فقط تا آخر این شعر!
لفت و آبش نمی دهم
فقط تا پایان دوستت دارم
مهلت بده!

پ.ن:حالم خوب است گریه هایم را کرده ام و ناگفته هایم را گفته ام و سبک شدم آینده را با حقایقش باید پذیرفت
اعتیادم را به دلیل توصیه استاد فعلا با جویدن کتاب ادامه می دهم و این برای من که قرار است دیر یا زود اولین کتاب داستانم را چاپ کنم چیزی شبیه به قرق مصنوعی است(عمدا غلط نوشتم)
این روزها خسته ام و این واقیعیت است قبول نداری به جلال سعیدی مراجعه کنید
راستش حوصله نوشتن ندارم و فقط نی گویم که به زودی مجله بیست ساله ها که احتمالا من هم در آن ماندنی خواهم شد منتشر می شود اینم عکس جلدش.....